بسم الله...

دلم تنگ است ... 

دلتنگ حرم و قبه اش ... دلتنگ خاطرات خوبش...دلتنگ سختی هایش... دلتنگ درخلا بودنش... دلتنگ عطر نابش... دلتنگ قدم قدم هایمان... دلتنگ موکب ...دلتنگ زق و محبت بی کرانش...

کاش تکرار شود... عید است ولی عجیب دلم گرفته ... کاش کربلا بودم...

درمسیر پیاده روی کم اوردم ...زانوانم خم شد ... خستگی را باتمام وجود حس 

کردم گویی تامرز غرق شدن که پیش میرفتی شیطان و وسوسه هایش تمام گذشته ات را خاطرات تلخت را به رخت می کشید...من مدتهاست کم اوردم فقط ظاهرنمایی میکنم بی خیالم ...خدایا دیگر واقعا نمبتوانم ...خودت چاره کن..;((((((((((((((((((((

هعییییییییییییییی

 

منبع : .:قلم سرخ...خسته شدم ;( خسته;((((
برچسب ها : دلتنگ